• تئوری موسیقی

    اگر حروف را الفبای هر زبان بدانیم، باید از نت‌های موسیقی به‌عنوان الفبا و از تئوری آن به عنوان دستور زبان یاد کرد. با قرار دادن نت‌ها و علامت موسیقی در کنار هم کلمات و با دانش تئوری موسیقی، جملات ساخته می‌شوند.

    هر اثر موسیقی به همین سادگی (البته در بیان) خلق می‌شود. پس برای خلق اثری پرمغز و خالی از جملات بی‌معنا باید دانش تئوری موسیقیایی خود را بالا ببریم و به خوبی با علامت موسیقی آشنا شویم که اولین قدم در این زمینه یادگیری نت‌های موسیقی است.

    ما در این مقاله به آشنایی با تئوری موسیقی و نت‌های آن می‌پردازیم. در ادامه همراه ما باشید.

     

    انواع صداها و تفاوت‌های آن‌ها (مطبوع و نامطبوع)

    از یک نگاه کلی می‌توان صداها را به دو دستۀ موسیقیایی و غیر موسیقیایی تقسیم کرد. صداهای غیر موسیقیایی آن دسته از صداهایی هستند که علاوه بر غیر آگاهانه و نامطبوع بودن دچار ارتعاشات نامنظم و فرکانس نامشخص نیز هستند. صداهایی مانند عبور خودروها در خیابان یا صدای اره برقی از این قبیل صداها هستند.

    این در حالیست که صداهای موسیقیایی آگاهانه، مطبوع، دارای فرکانس مشخص و ارتعاشات منظم هستند. صدای پرندگان حین آواز خواندن یا صدای لالایی خواندن یک مادر برای فرزندش از این قبیل هستند.

    طبیعتا هر وقت صحبت از موسیقی می‌شود منظورمان صداهای موسیقیایی است. این صداها از ویژگی‌هایی برخوردارند که آن‌ها را متمایز می‌کند. (منبع)

     

    صداهای مطبوع و نامطبوع

    تفاوت موج فرکانس موسیقی (نمودار بالا) و موج فرکانس نویز (نمودار پایین)

     

    از مهمترین ویژگی‌های صداهای مطبوع می‌توان به ارتفاع (زیر یا بم بودن)، دیرِند (کشش، ارزش زمانی)، شدت (قوی یا ضعیف بودن) و رنگ یا طنین صدا اشاره کرد. برای خلق و اجرای یک اثر موسیقی فاخر باید به همۀ این ویژگی‌ها به نوبۀ خود توجه کرد.

     

    آموزش نت و نت‌خوانی در تئوری موسیقی (Note)

    الفبای نت

    مسلماً اولین قدم، یادگیری اصول تئوری موسیقی، نت‌های آن است. در موسیقی نت‌ها را به 2 زبان می‌نویسند؛ فرانسوی و انگلیسی. شکل نوشتن نت‌ها در زبان فرانسوی به ترتیب به صورت: دو، رِ، می، فا، سُل، لا و سی (Do,Re,Mi,Fa,Sol,La,Si) است.

    درحالی که در زبان انگلیسی شکل نوشتاری آن‌ها به ‌صورت: A,B,C,D,E,F,G است. نت‌های موسیقی در این دو زبان بایکدیگر یک به یک متناظر هستند. به این شکل که به ترتیب نت‌های دو (Do)، رِ (Re)، می (Mi)، فا (Fa)، سُل (Sol)، لا (La) و سی (Bi) در زبان فرانسوی، همان نت‌های C، D، E، F، G، A وB در زبان انگلیسی هستند.

    پس جنس یا صدای نت‌ها باهم فرقی ندارند فقط طرز نوشتن آن‌ها باهم متفاوت است. پیشنهاد می‌شود افرادی که در زمینۀ موسیقی فعالیت می‌کنند به نحوۀ نوشتن نت‌ها به هر دو صورت تسلط داشته باشند. در ضمن در موسیقی ایرانی نت‌نویسی و نت‌خوانی به شیوۀ فرانسوی اجرا می‌شود.

    برای کسب اطلاعات بیشتر در این زمینه میتوانید مقاله یادگیری نت خوانی را مطالعه کنید.

     

    آموزش تئوری موسیقی، الفبا

    ترتیب نوشتن نت‌ها از دو تا سی

    گام (Scale)

    گام همانند چارچوبی است که به ما اجازۀ حرکت بین نت‌هایی مجاز و تعیین شده را می‌دهد. گام‌ها توالی چند نت هستند که به‌صورت بالارونده یا پایین، از راتفاع بالا به پایین یا برعکس مرتب شده‌اند.

    هر گام با توجه به فواصل بین نت‌هایش از گام دیگر تشخیص داده می‌شود.

    (به علت گستردگی زیاد مطالب مرتبط با گام، در مقاله‌ آموزش گام های موسیقی به طور کامل به آن پرداخته ایم).

     

    تأکید در موسیقی

    در موسیقی نت‌هایی که می‌شنویم دارای اهمیت یکسانی نیستند. هر چه تأکید بیشتری روی یک نت داشته باشیم یعنی اهمیت آن بیشتر است. زمانی می‌توان متوجه این تأکید شد که یک نت را با شدت بیشتری از بقیه اجرا کنیم. در این حالت اگر فاصلۀ بین نت‌ها به شکلی منظم تنظیم شوند که شنونده بتواند نت قوی بعدی را حدس بزند یعنی وزن به وجود آمده است.

    برای درک بهتر این موضوع می‌توانید با دستان خود روی میز این عمل را انجام بدهید به این شکل که در ضربات سه تایی، ضربه اول را محکم و ضربات بعدی را آرام‌تر اجرا کنید. به این صورت: قوی-ضعیف-ضعیف، قوی- ضعیف- ضعیف، قوی-ضعیف-ضعیف و…

    این عمل را می‌توانید در ضربات دوتایی یا چهارتایی و… نیز تکرار کنید. به این صورت که در ضربات دوتایی شدت به صورت قوی-ضعیف، قوی-ضعیف تکرار می‌شوند و در ضربات چهارتایی ضربات به صورت قوی-ضعیف-نیمه قوی و ضعیف اجرا می‌شوند.

     

    تقسیمات زمانی در تئوری موسیقی

    هر قطعه موسیقی را می‌توان از نظر زمانی به چند دستۀ ضرب، میزان و جمله تقسیم بندی کنیم. که در این بخش ما فقط به ضرب و میزان می‌پردازیم.

    ضرب

    کوچکترین واحد تقسیم‎‌بندی مساوی در موسیقی ضرب است. زمانی که ما با یک قطعۀ موسیقی دست می‌‌زنیم، دست‌های ما در فواصل زمانی مساوی به یکدیگر برخورد می‌کنند. لحظاتی که دست‌های ما به هم برخورد می‌کنند همان ضرب‌های آن قطعه هستند و دیرِند (کشش زمانی) آن هم برابر با فاصلۀ بین برخورد دو دست با یکدیگر است.

    میزان (Measure)

    یکی دیگر از تقسیم بندی‌های مساوی زمان در موسیقی میزان است. هر میزان از دو یا بیشتر از دو ضرب تشکیل می‌شود.

    در میزان‌ها معمولا ضرب اول قوی‌تر است. میزان‌ها بر روی خطوط حامل با خطی عمودی به نام خط میزان از یکدیگر جدا می‌شوند و به هر بخش جدا شده توسط خط میزان، یک میزان گفته می‌شود.

     

    میزان و خط میزان

     

    کسر میزان یا میزان نما (Time Signature)

    این نشانه که در ابتدای خطوط حامل و بعد از سرکلید استفاده می‌شود شامل دو عدد زیر هم، مانند کسر است. (این نشانه کسر نیست فقط شبیه به کسر است)

    در این نشانه عدد بالایی نشان دهندۀ تعداد ضرب در هر میزان و عدد پایینی اشاره به دیرند هر ضرب دارد.

    در ادامه به شناخت میزان‌ها می‌پردازیم.

    انواع میزان

    در موسیقی سه نوع میزان داریم؛ ساده، ترکیبی و لنگ. که هر کدام از این میزان‌ها برای قطعات متفاوتی به کار گرفته می‌شوند. مثلا برای قطعات شاد اکثرا از میزان نمای 6،8 استفاده می‌شود.

    در میزان‌های ساده دیرند هر ضرب یکی از شکل‌های سادۀ نت‌ها است، مانند: سیاه، سفید، چنگ و…

    در میزان‌های ترکیبی دیرند هر ضرب یک نت نقطه‌دار است مانند: سیاه نقطه‌دار، سفید نقطه‌دار و…

    این تفاوت‌ها در دیرند این دو نوع میزان ویژگی‌هایی دارد که از نظر کیفیت وزن آن‌ها  را از هم متمایز می‌کند. در این مقاله فقط به میزان‌های ساده و ترکیبی می‌پردازیم.

    میزان ساده (Simple time signature)

    در میزان‌های ساده دیرند هر ضرب برابر است با یکی از شکل‌های سادۀ نت‌ها. به همین علت می‌توان میزان‌های سادۀ هر ضرب را به 2، 4 و یا 8 ضرب (توان‌های 2) مساوی تقسیم کرد. مثلا اگر هر ضرب را یک سفید در نظر بگیریم می‌توانیم آن را به 2 سیاه یا 4 چنگ یا 8 دولاچنگ تقسیم کنیم. در این میزان‌ها برای نوشتن کسر میزان به این شکل عمل می‌کنیم :

    تعداد ضرب‌های هر میزان را بالا می‌نویسیم که عدد بالا می‌تواند 2، 3 یا 4 باشد. چون میزان‌های ساده از لحاظ تعداد ضرب می‌توانند 2، 3 یا 4 ضربی باشند.

    عدد پایینی نشان دهندۀ دیرِند هر ضرب است. این عدد را بر مبنای نت مبدأ که همان نت گرد است می‌نویسیم. مثلا اگر دیرند هر ضرب برابر بود با یک نت سیاه، ما نسب نت سیاه به نت گرد را می‌نویسیم (4/1) بنابراین ما عدد 4 را در جایگاه پایین قرار می‌دهیم.

    این مورد برای همۀ میزان‌های ساده صادق است. کسر میزان‌ها را به صورت “چهار چهار” یا “دو چهار” می‌خوانیم و عبارت‌هایی مثل چهار چهارم یا دو چهارم غلط است چرا که این اعداد کسر نیستن.

     

    آموزش تئوری موسیقی، میزان‌های ساده

    جدول میزان‌های ساده

     

    میزان‌های ترکیبی (Compound time signature)

    در میزان‌های ترکیبی دیرند هر ضرب معادل یک نت نقطه‌دار است. به همین دلیل هر ضرب را در این میزان‌ها می‌توان به‌صورت طبیعی به 3، 6، 12 یا… قسمت مساوی تقسیم کرد. مثلا اگر هر ضرب ما معادل یک نت سیاه نقطه‌دار باشد، می‌توان آن را به 3 چنگ، 6 دولاچنگ یا 12 سه لا چنگ تقسیم کرد. پس یافتن مشخصات میزان در این قسمت با قسمت قبل کمی متفاوت است.

    برای یافتن تعداد ضرب‌ها در میزان ترکیبی باید عدد بالا را بر 3 تقسیم کنیم. مثلا اگر عدد بالای 6 بود آن را تقسیم بر 3 می‌کنیم و خواهیم فهمید که میزان 2 ضربی است. یا اگر عدد بالا 9 بود آن را به 3 تقسیم می‌کنیم و خواهیم فهمید که میزان 3 ضربی است و به همین صورت. برعکس این حالت هم کاربرد دارد به این صورت که اگر بخواهیم میزانی 4 ضربی بسازیم از باید در جایگاه بالایی عدد 12 را قرار دهیم.

    مقایسۀ میزان‌های ساده و ترکیبی

    در میزان‌های ساده عدد پایین نشان‌گر دیرند هر نت بود اما میزان‌های ترکیبی به این صورت نیستند. برای میزان‌های ترکیبی ما باید عدد پایین را مانند میزان ساده در نظر بگیریم و بعد آن را سه برابر کنیم، سپس معادل آن را در مدنظر قرار دهیم. به عنوان مثال اگر عدد پایین در میزان ترکیبی ما 4 بود یعنی نت سیاه داریم (4/1 نت مبدأ، یعنی گرد). حال اگر این نت سیاه را سه برابر کنیم پس 3 نت سیاه خواهیم داشت که معادل با یک نت سفید نقطه‌دار است.

    پس برای مثال، اگر در میزان ترکیبی ما عدد پایین 4 بود، یعنی هر ضرب ما معادل با یک سفید نقطه‌دار است.

    بیایید مثالی دیگر را بررسی کنیم؛ شش هشت

    همان‌طور که واضح است این میزان‌‌ میزانی ترکیبی است. برای یافتن تعداد ضرب‌ها عدد بالا را بر 3 تقسیم می‌کنیم، پس میزان ما دو ضربی است.

    از طرف دیگر عدد پایین 8 است یعنی نت چنگ داریم. حالا اگر همین نت را سه برابر کنیم سه نت چنگ داریم که با معادل با یک سیاه نقطه‌دار است. پس دیرند هر نت در این میزان معادل یک سیاه نقطه‌دار است.

    حالا می‌توانیم میزان ترکیبی شش هشت را این گونه تعریف کنیم: میزان ترکیبی دو ضربی که هر ضرب معادل یک سیاه نقطه‌دار است.

     

    آموزش تئوری موسیقی، میزان‌های ترکیبی

    جدول میزان‌های ترکیبی

     

    سکوت (Rest)

    در تئوری موسیقی همان طور که نت‌ها و مقدار کششان برای ما مهم است، سکوت‌ها نیز دارای اهمیت هستند. آن‌ها دقیقا مثل نت‌ها شکل مخصوص به خود را دارند و نماد هرکدام مشخص کنندۀ مقدار کشش سکوت است. در واقع برای هر شکل از نت‌های موسیقی یک نت سکوت هم وجود دارد که خواننده یا نوازنده باید متناسب با دیرند آن سکوت از خواندن یا نواختن دست بکشد.

    سنکوپ (Synkope)

    تغییر، جابه‌جایی یا انحراف موقتی از مشخصات اصلی هر میزان یا ضرب غالب را سنکوپ (وقفه) می‌گویند. در واقع سنکوپ یعنی ادامه پیدا کردن ضرب ضعیف در ضرب قوی میزان بعد.

     

    سنکوپ

    همین طور که مشاهده می‌شود ضرب ضعیف چهارم تا ضرب قوی میزان بعد ادامه پیدا کرده است.

    ضد ضرب

    اگر به جای ضرب قوی یا در ضرب قوی سکوت داشته باشیم یعنی ضدضرب داریم. در واقع در این قسمت که ما در آن انتظار شنیدن نت را داریم، صدایی نمی‌شنویم.

    ارزش سکوت‌ها

    در شکل زیر سکوت‌های معادل هر نت رسم شده‌اند.

     

    ارزش انواع سکوت‌ها در تئوری موسیقی

    انواع سکوت‌ها و دیرند هر کدام

     

    در سکوت‌ها نیز قانون نقطه‌دارها که روی نت‌ها اجرا می‌کردیم عینا صدق می‌کند. یعنی مثلا اگر در مقابل سکوت سیاه نقطه داشته باشیم پس سکوت ما 1.5 برابر می‌شود.

     

    خط اتحاد (Tie)

    گرچه از ابزاری مثل نقطه در جلوی نت‌ها می‌توانیم برای افزایش مقدار دیرند استفاده کنیم، اما برای ساختن دیرندهایی نقطه جوابگوی نیاز ما نیست. مثلا اگر بخواهیم دیرند یک نت به اندازه سیاه و دولاچنگ باشد، هیچ ابزاری نداریم. به همین علت از خط اتحاد استفاده می‌کنیم تا هر دیرندی که مدنظرمان بود در میزان اعمال کنیم.

    خط اتحاد یک خط منحنی است که به دو نت هم اسم وصل می‌شود و آن‌ها را باهم متحد می‌کند. کار این خط این است که دیرند (ارزش زمانی) آن‌ها را باهم یکی کند. در واقع در این حالت نوازنده فقط یک نت را اجرا می‌کند اما از دیرند هر دو نت استفاده می‌کند. به مثال زیر در تصویر توجه کنید.

     

    نقش خط اتحاد در تئوری موسیقی

     

    خط اتحاد یک کاربرد دیگر هم دارد. در گاهی از موارد به علت محدودیت زمانی آهنگساز مجبور به استفاده از خط اتحاد است. به این صورت که مثلا در میزان ساده دو چهار که دو ضربی است، آهنگساز نیاز به استفاده از یک نت گرد دارد، اما به علت محدودیت میزان نمی‌توان از آن نت گرد استفاده کند.

    بهترین و شاید تنها گزینه برای همچین نتی استفاده از دو نت سفید در دو میزان پشت سر هم و اتصال آن‌ها به وسیله خط اتحاد است. مانند تصویر زیر:

     

     

    خط اتصال (لگاتو) (Slur)

    این خط خطی منحی شکل همانند خط اتحاد است اما تفاوت‌هایی نیز دارد. خط اتصال بالا یا پایین دو یا چند نت غیر هم نام قرار می‌گیرند و آن‌ها را به یکدیگر متصل می‌کند.

    ای تکنیک در سازهای مختلف متفاوت اجرا می‌شود. مثلا در سازهای زهی مثل ویولون به این معناست که نت‌هایی که خط اتصال دارند باید در یک آرشه یعنی بدون تغییر جهت آرشه اجرا شوند. یا در ساز گیتار نت‌های دارای خط اتصال به شکلی باید اجرا شوند که انگشتی که فرت را گرفته برداشته نشود. در ساز گیتار به این تکنیک‌ همرآن (Hammer-on) یا پول آف (Pull-off) اجرا می‌شوند.

    یا در سازهای بادی و البته آواز نوازنده و خواننده باید در یک نفس نت را اجرا کنند.

     

    خط اتصال

    10 علامت پر کاربرد و ضروری در تئوری موسیقی

    1. گزش (Mordent)

    هرگاه این علامت بالای نتی قرار گرفت یعنی به نت قبلی یا بعدی برویم و دوباره برگردیم، که این کار با سرعت بالایی باید انجام شود تا حس گزش را انتقال بدهد. به این تکنیک اجرای نت زینت هم می‌گویند.

     

    گزش در تئوری موسیقی

    2. تریل (Trill)

    هرگاه این علامت بالای نتی ظاهر شود به معنی این است که آن نت را به صورت حرکت‌های سریع رفت و برگشت با نت بالایی آن، اجرا کنیم.

     

    تریل در تئوری موسیقی

     

    3. قلاب (گروپتو) (Turn)

    هنگام دیدن این علامت باید در کمترین زمان دو نت به بالا برویم و یک نت به پایین بیاییم. اگر علامت قلاب برعکس بود این ترتیب هم برعکس می‌شود.

     

    قلاب در تئوری موسیقی

     

    4. دولا خط تکرار

    هر وقت این دولا خط را با دو نقطه در سمت چپ خود دیدیم یعنی باید قطعه را از جایی که دولا خط با دو نقطه در سمت راست خود دارد تکرار کنیم. اگر دولا خطی که نقطه سمت راست آن نبود وجود نداشت پس یعنی کل قطعه را باید اجرا کنیم.

     

    دولاخط تکرار

     

    5. تکرار یک عبارت

    برای تکرار یک عبارت کوتاه برای بهتر شدن نت نویسی از نظر زیبایی از این علامت استفاده می‌شود. هر تعداد که این علامت استفاده شود به معنای تکرار آن عبارت است.

     

    خط تکرار عبارت

     

    6. تکرار یک میزان

    حضور این علامت به معنای تکرار میزان قبل خود است.

    تکرار میزان

    7. داکاپو (Da capo)

    هرگاه این علامت (D.C) را آخر هر قطعه ببینیم باید همۀ تکرارهای قطعه را از اول تا آخر بزنیم.

     

    نقش داکاپو در تئوری موسیقی

     

    8. فاین (Fine)

    اگر در میان یک قطعه علامت (Fine) یا (FIN) را دیدیم به این معناست که در آخر، قطعه را از جایی که مشخص شده تکرار کنیم تا به این عبارت برسیم و قطعه را به پایان برسانیم.

     

    نقش فاین در تئوری موسیقی

     

    9. دال سِنیو (Dal segno)

    اگر این علامت را برای بار دوم را دیدیم یعنی باید قطعه را از جایی که اولین علامت دال سنیو آمده اجرا کنیم تا به علامت دوم برسیم.

     

    نقش دال سنیو در تئوری موسیقی

     

    10. اِستکاتو (Staccato)

    هرگاه در بالا یا پایین نقطه قرار داده شده یعنی ارزش زمانی آن نت نصف می‌شود و در نصف دیگر آن باید سکوت اجرا شود.

     

    نقش استکاتو در تئوری موسیقی

     

    دانش تئوری موسیقی نوعی ابزار برای به کار گرفته شدن در ساخت اثرات موسیقیِ بهتر است. همان‌طور که هیچکس نمی‌تواند برای راننده شدن تنها به کتاب آیین‌نامه بسنده کند و باید مطالب تئوری آموخته شده را در خودرو و حین آموزش عملی به کار بگیرد، در موسیقی نیز نمی‌توان فقط به خواندن تئوری موسیقی اکتفا کرد.

    برای جا انداختن تمام مطالب تئوری موسیقی باید تک به تک مطالب را روی ساز خود اجرا کرده یا به صورت عملی مطالب را داخل کتابی ببینید تا توجه به موارد یاد گرفته شده در دانش تئوری موسیقی، بتوانید با استفاده از این دانش بنوازید.

    اگر به تازگی شروع به آموزش گیتار، پیانو، ویولون، آواز یا هر ساز دیگری کردید قطعا به این مطالب نیاز دارید. پس همین حالا دست به کار شوید و مطالب گفته شده را روی ساز خود پیاده و اجرا کنید.

     

    سوالات متداول

    آیا بدون یادگیری تئوری موسیقی می‌توان ساز زد؟

    همان‌طور که یک فرد مدرسه نرفته یا بی‌سواد می‌تواند فارسی صحبت کند، بدون یادگیری مطالب تئوری موسیقی نیز می‌توان ساز زد. اما با این روش قادر به پیشرفت زیادی نیستید، چرا که توانایی اجرای چیزی جز قطعات ساده را ندارید و بزودی متوقف خواهید شد.

    از طرف دیگر در امر آهنگسازی هرچقدر هم که فرد خلاق و خوش ذوقی باشید برای خلق و ثبت اثر، تسلط بر دانش تئوری موسیقی امری کاملا ضروری است.

    مدت زمان تسلط به دانش تئوری موسیقی چقدر است؟

    برای مسلط شدن در این مورد نمی‌توان زمان دقیقی مشخص کرد زیرا علاوه بر زمان متفاوتی که افراد مختلف صرف آموزش تئوری موسیقی می‌کنند، خود این مبحث دریایی از اطلاعات است. اگر کسی بخواهد تا انتهای آموزش تئوری موسیقی به طور کامل پیش رود شاید باید نصف عمر خود را صرف این کار کند. اما برای تسلط نسبی به کلیات مطالب می‌توانید به همین مقاله و البته کمک از مدرسین خود بسنده کنید.

     

    این صفحه چقدر برات مفید بود؟

    میانگین امتیازات ۵ از ۵
    از مجموع ۲۵ رای
    بازگشت به لیست

    2 دیدگاه در “آموزش تئوری موسیقی و 10 علامت پرکاربرد در نت نویسی

    1. Atiye گفت:

      عجب مقاله کاملی!
      ممنون ازتون

      1. پژمان محمدی گفت:

        ممنون از توجه و نظر شما…

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *