دسته‌بندی نشده

هفت اصل مهم نوازندگی به سبک حرفه‌ای‌ها

اصول نوازندگی

موسیقی و نوازندگی از بدو پیدایش بشریت و یا حتی قبل‌تر از آن شاید در روز ازل بدست خالق جهان هستی خلق شد و در طی زمان بدست انسان رسید و شکل‌های مختلفی به خود گرفت. نوازندگی نیز به مانند هر علم دیگری دارای اصول و قواعدی است که در ما در  اینجا  به هفت اصل مهم نوازندگی اشاره خواهیم کرد.

فهم اصول اولیه نوازندگی برای هر هنرجویی که تازه‌کار باشد یا خیر لازم است. این هفت اصل اولیه نوازندگی به مانند چراغی در تاریکی راهگشای اساتید و هنرجویان موسیقی می‌باشد. این اصول در زندگی عادی انسانی نیز جریان دارد و تنها محدود به یک نواختن یک ابزار موسیقی نخواهند شد.

چراکه همه می‌دانیم زندگی خود به راستی زیباترین موسیقی‌هاست و چه بزرگانی که با زندگی ملودی‌هایی بس عاشقانه نواختند و رفتند. و از آن‌ها هیچ نمانده جز نام نیکشان.

 هفت اصل مهم نوازندگی

principles

Style

یک نوازنده معمولا بخش قابل توجهی از زندگی خود را با ساز می‌گذراند و ساز قسمتی از وجود او خواهد بود. اینکه از ابتدای یادگیری موسیقی سبک درستی برای نواختن و نحوه به دست گرفتن ساز و یا حتی طرز نفس کشیدن و نگاه کردن درستی را بیاموزیم اهمیت بسیار زیادی دارد.

این مسائل در غالب عاداتی در وجود ما نهادینه خواهد شد و همه به خوبی می‌دانیم که ترک عادات نادرست در سال‌های بعد به چه اندازه دشوار و حتی غیرممکن خواهد بود. یکی از معیار‌های حرفه‌ای گری در موسیقی رعایت سبک درست نواختن ساز است پس از همین ابتدا خشت‌ها را راست بگذارید تا در نهایت مجبور نشوید دیوار را خراب کنید.

 sonorite

شخص نوازنده باید بتواند بهترین صدادهی و شفافیت صوتی را از ساز تخصصی خود بگیرد و به نوعی چنان با ساز خو گرفته باشد که بتواند بهترین کیفیت صوتی را از ساز بگیرد.

شخص در مراحل بالاتر سونوریته می‌تواند به لهجه‌س شخصی و منحصر به فرد خودش برسد که امری بسیار دشوار و البته لذت‌بخش است.

 tune

شخص نوازنده باید توانایی خوبی در کوک کردن ساز خود داشته باشد. شخص باید بتواند ساز خود را با سبک‌های مختلف کوک کرده و در راستای گرفتن بهترین صدا از ساز تمام تکنیک‌های لازم را به کار ببرد.

بیایید فرض کنیم شما پس از سال‌ها تلاش توانسته‌اید به مرتبه‌ای قابل توجه در ساز تخصصی خود دست پیدا کنید. اگر شا نتوانید ساز تخصصی‌تان را به خوبی کوک کنید باید به ناچار اعتراف کنید که سال‌ها راهی اشتباه را پیموده‌اید و این در صورتی است که توانسته باشید به هر طریقی این راه را طی کنید.

rhythm

اصل چهارم از اصول نوازندگی حرفه‌ای ریتم می‌باشد. دانش نوازنده از ریتم، وزن خوانی و خوانش فیگورهای ریتمی، با نت و بدون نت، انواع میزان، حفظ ریتم، القاء ریتم و تغییر، حتی تبدیل ریتم و توانایی تحلیل و تشکیل ریتم از مهم‌ترین توانایی‌های حوزه‌ی ریتم برای یک نوازنده است که باید با تلاش مداوم به آن‌ها دست پیدا کند.

rhythm

 Repertoire

همان اندوخته‌ی تاریخی آهنگ‌ها، قطعات و آثار بزرگان موسیقی هر ملیت می‌باشد. شخص نوازنده باید بداند که در چه مسیر قدم برمی‌دارد و چه بزرگانی در آن مسیر گام برداشته‌اند و چه دستاورد‌هایی داشته‌اند. تاریخ چراغ راهی برای ساختن آیند‌ه است.

پس سعی کنید در طول روز مدت زمانی هرچند کوتاه را به مطالعه در باب بزرگان و حافظه‌ی تاریخی ساز تخصصی خود و به طور کلی موسیقی بگذرانید.  یادمان باشد حرفه‌ای شدن در هر زمینه‌ای نیاز به تسلط تاریخی در آن زمینه دارد.

 Creativity

شما به دنیا نیامده‌اید تا راهی که دیگران رفته‌اند را بروید. خداوند هر انسانی را متمایز از انسانی دیگر خلق کرده است و شاید همین موضوع راز پیشرفت و بقای بشر تا به امروز بوده است. پس قبل از اینکه این سفر به پایان برسد اثر خود را به جا بگذارید.

و در مورد دوستانی که از نبود خلاقیت ذاتی نالان هستند باید بگوییم خلاقیت از راه آموزش صحیح و تقویت حواس درونی ،قابل پرورش و دستیابی است و
به قول مرتضی حنانه؛
باپشتکار،میتوان جای خلاقیت راپر کرد

Improvise

اصل آخر از هفت اصل مهم نوازندگی بداهه نوازی است. بداهه نوازی کعبه آمال هر هنرمند موسیقی است و افراد سال‌ها ریاضت را تحمل می‌کنند تا شاید اثری از خود در جهان به جا بگذارند و به راستی که شیرین‌ترین قسمت هر هنری خلق یک بداهه است.

تنها معیار و به راستی که بهرین معیار سنجش یک اثر خوب ماندگاری آن است. رسیدن به این مرحله از موسیقی و نوازندگی نیازمند طی کردن مراحل قبل و ساختن اصول و پایه کار است و به نمی‌توان با چیزی به نام راه یک شبه که باور بسیاری از امروزی‌ هاست ماندگار بود.

راه یک شبه اگر هم بر حسب اتفاق طی شود به مانند شهاب سنگی در آسمان است که در لحظه می‌آید و می‌رود و ماندگاری آن خیالی بیش نخواهد بود.

 نکته‌ای قابل تامل

عدم رعایت این اصول در بحت آموزش از طرف استاد باعث پیدایش یأس و نا‌امیدی در هنرجو و در نهایت رها‌کردن روند یادگیری ساز بعد از دو یا سه سال و رسیدن به نتیجه گیری نادرست و غیرکارشناسانه‌ی “بی استعدادی” می‌شود.

درصورتی که موسیقی درمرحله‌ی یادگیری مانند “زبان” می باشد و هرکس که قادر به یادگیری زبان دوم خود بوده در یادگیری و اجرای رپرتوار موسیقی موفق خواهد بود.

پدیده‌ی استعداد در مراحل آخر قابل بررسی و حتی آموزش می‌باشد.
چنانچه در علوم کشاورزی با ترمیم خاک غیر حاصل خیز -بدون استعداد- خاکی حاصل خیز به وجود می‌آید.

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *